ناراحت سوجوک تراپی لبخند
 

آخ دکتر! کمرم درد می کند، 2 هفته است که گرفته، دارو خوردم و فیزیوتراپی کرده ام، امّا هیچ کدام جواب نداد. چه کنم؟ ... پزشک نگاهی به  کف دست و پای بیمار انداخت و به سرعت یک آهنربای کوچک روی یکی از انگشتان بیمار گذاشت و گفت: هروقت دردت رفت به من بگو تا ادامه دهم.

2 دقیقه بعد اثری از درد مداوم دو هفته ای  نبود !!  مگر میشود با این اسباب بازی کوچک این همه درد برود؟! پس با تعجب بیمار به پزشک گفت: نمیدانم. ولی فعلا" کمرم آرام شده است.

  همین جمله کوتاه کافی بود تا پروفسور پارک نابغه قرن بیست و یک، دکترای فلسفه و واضع طب سوزنی سوجوک، حرکات موزون ولی عجیب و غریبی را روی دستان بیمار شروع کند چیزی مثل پیچش های خنده دار؟!

اکنون دو هفته از آن روز می گذرد و نه تنها درد کمر بیمار رفته است بلکه بسیاری از مسایل روحی روانی او نیز به سرعت برق ناپدید شده است .؟!!

---------------------------------

مکتب درمانی سوجوک توسط پروفسور Park Jae Woo دانشمند برجسته کره ای مطرح شد. واژه کره ای سو به معنی دست و جوک به معنی پاست. این مکتب در آغاز به روش های مختلفی برای فعال کردن سیستم های انطباقی دست و پا و اثر آنها در درمان بیماری می پرداخت، اما بعد از مدتی پروفسور پارک به سیستم جامعی از مکانیزم های فیزیکی و متافیزیکی بدن رسید که مبنای طب او شد. این سیستم جامع، قوانینی مانند قانون یین و ینگ و تئوری هایی مانند محورهای سه گانه و هشت گانه بدن، تئوری شش انرژی، تئوری سیستم واحد انرژی، تئوری چاکراها و تئوری کانال های انرژی را در بر می گیرد و توصیف عمیقی از ارتباط میان آنها ارائه می کند.

این مکتب درمانی از روش های مختلفی مانند اصلاح جریان های یین و یانگ، اصلاح کانال های انرژی، اصلاح انرژی های شش گانه و هشت گانه، اصلاح وضعیت ذهنی احساسی و اصلاح انرژی های زمان و فضا و تئوری های دیگر برای بازگرداندن تعادلات بدن بهره می گیرد. 

سو جوک با نگاهی نو به چرایی و چگونگی بیماری و با جامعیتی که کلید درک مکانیسم های پیچیده بیماری در بدن انسان است می تواند استراتژی موثری برای درمان آنچه بیماری خوانده می شود ارائه کند.

تقابل طب غرب و شرق

سمبل طب شرق سایه ای از دو صورت چشم دوخته به یک دیگر است. دریک لحظه شما یک صورت می بینید ولحظه ای بعد دو تا؟!!  این تفاوت درک مغز شما در ارتباط با حقایق بینایی است.

این اختلاف بین طب شرق و غرب است . در تشخیص مقایسه ای طب شرق و غرب در مورد یک لرزش دست با دید غربی به ارتباط آن مشکل به مغز و بیماری پارکینسون می رسیم و با این تفسیر برای توضیح مشکل درخواست یک M.R.I.  می کنیم و عاقبت تنها به کنترل بیماری با دارو های پر عارضه بسنده می کنیم. در حالی که یک پزشک شرقی به سرعت می فهمد که مشکل افزایش باد در یک کانال طب سوزنی است. حال علت این افزایش باد شاید کمبود خون، مایعات، انرژی چی یا شاید یک تب باشد. پس او با نگاه به رنگ و شکل زبان عامل افزایش باد را بدست خواهد آورد. یا با گرفتن نبض بیمار سیر بیماری و علت را پی گیری می کند و با رفع علت، بیماری آرام آرام برطرف می شود بی آنکه نام مشخصی داشته باشد.

همان بیمار، همان علایم ولی طریقه های مختلف علامت گیری. تمام این اختلافات از زمانی پیش می آید که طب غرب چرخه هایی مانند حرارت، رطوبت و انرژی را نادیده می گیرد.

حال اگر بدانیم تمام خصوصیات مورد احتیاج برای این تشخیص ها در سیستم های کامل ولی کوچک بدن مانند کف دست یا کف پا یا گوش وجود دارد به ارزش بسیار زیاد درمان در میکروسیستم ها پی خواهیم برد. کف دست، دور ترین قسمت بدن محسوب می شود و از آنجا که درمان از نقاط دور موثر تر است، دستورات درمانگر روی نقاط کف دست چند برابر نقاط بدن موثر است. این معجزه طب سوزنی در سطح میکرو است که روی چهارچوب اصلی طب شرق به وضع قوانین پیشرفته ای می رسد که اثرات بسیار قوی روی بدن دارد.

همه ما بیمار می شویم و هیچ کس را از بیماری گریزی نیست و چگونگی حفظ تعادل بدن پرسش دیرینه بشر بوده است.

اما آیا شناخت بهتر و دقیق تر میکرو سیستم های بدن می تواند ابزاری در اختیار ما قرار دهد که پاسخ این پرسش دیرینه باشد؟

در مکتب سو جوک سیستم های انطباق بدن روی دست و پا کلید مکالمه با بدن است و از طریق آنها می توان به درمان بیماری ها از سطح بدن فیزیکی پرداخت. برای مثال با تحریک نقاط متناظر تخمدان در کف دست می توان روی انواع اختلالات قاعدگی و بیماری های تخمدان اثر گذاشت و حتی بیماری های نظیر کیست تخمدان را درمان کرد.

اگر به این نکته توجه کنیم که 50% زنان به کیست تخمدان و 25% آنان به عفونت های مزمن رحمی دچار هستند، اهمیت سیستم های انطباق روشن تر می شود.

روش های مختلفی برای تحریک این نقاط وجود دارند  که از آن جمله می توان به استفاده از ماساژ، حرارت، مگنت، رنگ و نور اشاره کرد.

اما معمولا بیماری نتیجه تعامل های پیچیده اعضای داخلی است و تنها به نحوه عملکرد تخمدان مربوط نمی شود. از این روست که در سطحی عمیق تر با شناخت عملکرد اعضای داخلی در سطح فیزیکی و در سطح انرژی و مطالعه اثر متقابل آنها بر یکدیگر می توان بر ریشه های اصلی بیماری اثر گذاشت.

و در سطحی باز عمیق تر با بسط سیستم های انطباق می توان به مریدین ها چاکرا ها و نقاط اصلی انرژی رسید که با استفاده از آنها امکان اثر گذاری بر مکانیسم های بیماری در سطوح بنیادی تری فراهم می آید. بدین ترتیب سو جوک تمام تئوری های طب کل نگر را بر هم منطبق کرده است و از این روست که درمانگر سوجوک تنها با رنگ کردن چند نقطه روی دست بیمار می تواند بیماری های پیچیده و متعددی را در سطح ذهن و جسم او تعدیل کند.

اما سو جوک به این هم بسنده نمی کند و باز هم عمیق تر می شود ...